إعلانات
🌐 تبلیغات
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تبلیغات
📌 اطلاعیهها
📌 اعلامیهها
📌 آگهی
جمله سازی با إعلانات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غالبًا ما تشتد الشهية عندما يرى إعلانات الطعام على التلفزيون.
اشتها اغلب با دیدن تبلیغات مواد غذایی در تلویزیون افزایش مییابد.
💡 تزدحم إعلانات الشركات في الشوارع الرئيسية قبل موسم التسوق السنوي.
تبلیغات تجاری پیش از فصل خرید سالانه، خیابانهای اصلی را پر میکنند.
💡 تابعتُ إعلانات الوظائف الجديدة على الموقع الرسمي للوزارة كل مساء.
من هر شب اطلاعیههای مربوط به مشاغل جدید را در وبسایت رسمی وزارتخانه دنبال میکردم.
💡 رأيتُ إعلانات كثيرة عن الدورات التدريبية على جدار الجامعة صباح اليوم.
امروز صبح روی دیوار دانشگاه تبلیغات زیادی برای دوره های آموزشی دیدم.
💡 غالباً ما يبتكر خبراء التصميم الجرافيكي إعلانات وعلامات تجارية لافتة للنظر.
متخصصان طراحی گرافیک اغلب تبلیغات و برندسازی چشمنوازی خلق میکنند.
💡 ساعدت إعلانات محطة القطار المسافرين التائهين على الوصول إلى منصاتهم.
اعلانهای ایستگاه قطار به مسافران گمشده کمک میکرد تا به سکوهای خود برسند.