الموجه
🌐 راهنما
اسم (noun)
📌 روتر
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 کارگردانی شده
📌 هدفمند
📌 هدایت شده
📌 گرا
📌 هدف قرار داده شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مدیریت شده
جمله سازی با الموجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أرسل المدير الموجه إلى الموظفين عبر البريد الإلكتروني.
مدیر این دستورالعمل را از طریق ایمیل برای کارمندان ارسال کرد.
💡 نظام الدفاع اعترض الصاروخ الموجه قبل أن يتمكن من إلحاق أي ضرر.
سامانه دفاعی، موشک هدایتشونده را پیش از آنکه بتواند خسارتی وارد کند، رهگیری و منهدم کرد.
💡 قرأ الطالب الموجه من المعلم قبل بدء النشاط المدرسي.
دانشآموز قبل از شروع فعالیت مدرسه، دستورالعملهای داده شده توسط معلم را مطالعه کرد.
💡 المشروع الموجه أبقى الفريق على المسار الصحيح وضَمِن إنجاز المهمة في الوقت المحدد.
رویکرد پروژهمحور، تیم را در مسیر درست نگه داشت و تضمین کرد که کار به موقع انجام شود.
💡 أسمع أسلحتهم وهي تطلق الطلقات الموجه ة إلى صدر القرية لتمشيطها قبل اجتياحها
صدای شلیک گلولههایشان را میشنوم که به سمت قلب روستا نشانه گرفته شده تا قبل از حمله، آن را پاکسازی کنند.
💡 اتبع الفريق الموجه الرسمية لتنظيم العمل داخل المؤسسة.
این تیم از دستورالعملهای رسمی برای سازماندهی کار در داخل سازمان پیروی کرد.