الممل
🌐 خسته کننده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 خسته کننده
📌 کسل کننده
📌 دنیوی
📌 حواس پرت کننده
📌 یکنواخت
جمله سازی با الممل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تكرار الكلام نفسه كل يوم جعل الاجتماع الممل لا يطاق.
تکرار هر روزهی یک چیز، جلسهی کسلکننده را غیرقابل تحمل میکرد.
💡 حديثك الممل سيقتلني قبل أن أتمكن من تسجيل اسمك على قائمة الحالمين باالنتقام مني.
حرفهای خستهکنندهات قبل از اینکه بتوانم اسمت را به فهرست کسانی که خیال انتقام از من را دارند اضافه کنم، مرا خواهد کشت.
💡 قرأ الطالب الدرس بطريقة الممل فلم ينجح في جذب انتباه زملائه.
دانش آموز درس را به شیوه ای خسته کننده خواند و نتوانست توجه همکلاسی هایش را جلب کند.
💡 ولم يقاطعه القاضي فى استرساله الممل إال قليالً
قاضی فقط برای مدت کوتاهی حرفهای بیربط و خستهکنندهی او را قطع کرد.
💡 كان الانتظار الطويل في المطار الممل قد أرهق الجميع.
انتظار طولانی و کسل کننده در فرودگاه، همه را خسته کرده بود.
💡 ببساطة حين تعيش بروتينك الممل فانت ي لك فتهدر هذه النعمة الرائعة
به عبارت ساده، وقتی روال خستهکنندهی خودتان را زندگی میکنید، این نعمت شگفتانگیز را هدر میدهید.