المطلة
🌐 چشمپوشی
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 ساحلی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مشرف
جمله سازی با المطلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقفنا على النافذة المطلة على الشارع لمتابعة وصول الضيوف عند المدخل.
ما کنار پنجره مشرف به خیابان ایستاده بودیم تا ورود مهمانان را در ورودی تماشا کنیم.
💡 سكنّا في ذي البناية العالية المطلة على الشارع الرئيسي لمدة أسبوع كامل.
ما یک هفته تمام در آن ساختمان بلند مشرف به خیابان اصلی ماندیم.
💡 جلسنا في الشرفة المطلة على الحديقة لنشرب القهوة ونستمتع بنسمات الصباح.
ما روی بالکن مشرف به باغ نشستیم تا قهوه بنوشیم و از نسیم صبحگاهی لذت ببریم.
💡 وصل الضيف متأخرًا، فله مكانٌ خاص في القاعة قرب النافذة المطلة على الحديقة.
مهمان دیر رسید، بنابراین جای مخصوصی در سالن نزدیک پنجره مشرف به باغ داشت.
💡 جلست في الزاوية المفضلة لها قرب النافذة المطلة على الحديقة.
او در گوشه مورد علاقهاش، نزدیک پنجرهای که مشرف به باغ بود، نشست.
💡 تشتهر کرواتيا بشواطئها الخلابة ومدنها التاريخية المطلة على البحر.
کرواسی به خاطر سواحل زیبا و شهرهای ساحلی تاریخیاش مشهور است.
💡 جلس الضيوف في علیا الغرفة قرب النافذة المطلة على الحديقة.
مهمانها در قسمت بالای اتاق، نزدیک پنجرهای که مشرف به باغ بود، نشسته بودند.
💡 اختارت العائلة غرفة الفندق المطلة على البحر لما توفره من منظر جميل وراحة.
خانواده به دلیل منظره زیبا و راحتی که ارائه میداد، اتاق هتل مشرف به دریا را انتخاب کردند.
💡 وصل المسافرون إلى الفندق، و بعضهم طلب الغرف المطلة على البحر.
مسافران به هتل رسیدند و برخی از آنها اتاقهایی با منظره دریا درخواست کردند.
💡 رأيتُ ذي ل النافذة المطلة على البحر، وكانت الإطلالة فيها رائعة وقت الغروب.
پنجره را دیدم که مشرف به دریا بود و منظره هنگام غروب آفتاب فوقالعاده بود.