المطرقة
🌐 چکش
به معنی «چکش» است؛ ابزاری فلزی یا سخت که برای کوبیدن، ضربهزدن یا شکلدادن به اجسام به کار میرود.
اسم (noun)
📌 چکش
📌 گاو
📌 پتک
جمله سازی با المطرقة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 العامل من ضرب المطرقة على المسامير أنهى إصلاح الطاولة بسرعة.
کارگر به سرعت با کوبیدن میخها، تعمیر میز را تمام کرد.
💡 استخدم النجار المطرقة لتثبيت المسامير في اللوح الخشبي.
نجار با استفاده از چکش میخها را به تخته چوبی کوبید.
💡 سقطت المطرقة من أعلى الطاولة فأحدثت صوتًا مزعجًا.
چکش از بالای میز افتاد و صدای آزاردهندهای ایجاد کرد.
💡 احتاج الفني إلى المطرقة الصغيرة لإصلاح القطعة المعدنية بدقة.
تکنسین برای تعمیر دقیق قطعه فلزی به یک چکش کوچک نیاز داشت.