المزعج

🌐 آزاردهنده

«المزعج» یعنی «آزاردهنده، ناراحت‌کننده، مزاحم». این واژه برای چیزی به کار می‌رود که باعث رنجش، اذیت یا برهم خوردن آرامش شود؛ مثل صدای مزاحم، فرد آزاردهنده یا موقعیت ناخوشایند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آزاردهنده

📌 نگران کننده

📌 مزاحم

📌 نق زدن

📌 پر سر و صدا

📌 اختلال آفرین

جمله سازی با المزعج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬لم ينافسنا بهذا النشاط المزعج لآلخرين‬ ‫إال ط ائر الن ورس اللص‪

فقط مرغ دریایی دزد در این فعالیت آزاردهنده برای دیگران با ما رقابت می‌کند.

💡 كان الضجيج المزعج خارج النافذة يمنعها من التركيز على القراءة طوال المساء.

سر و صدای آزاردهنده‌ی بیرون از پنجره مانع از تمرکز او روی مطالعه‌اش در تمام طول شب می‌شد.

💡 ‫و ألسمع غناءك المزعج الصادر من الحمام كل‬ ‫صباح‪.

و من هر روز صبح صدای آواز خواندن آزاردهنده‌ات را از دستشویی می‌شنوم.

💡 كان من المزعج أن الإذاعة لم تصل حتى وقت متأخر من المساء.

اینکه رادیو تا آخر شب نمی‌رسید، آزاردهنده بود.

💡 وصف السائق الصوت المزعج الصادر من المحرك، وقرر زيارة الميكانيكي فورًا.

راننده صدای آزاردهنده‌ای که از موتور می‌آمد را توصیف کرد و تصمیم گرفت فوراً به مکانیک مراجعه کند.

💡 فقد الان صبره عندما سمع الخبر المزعج في المطار.

حالا دیگر صبرش تمام شده بود که خبر ناراحت کننده را در فرودگاه شنید.