المتساقطة

🌐 افتادن

مؤنثِ «متساقط» است و به چیزهایی گفته می‌شود که در حال افتادن یا ریزش هستند. این واژه برای برگ‌های افتاده، موهای ریخته، قطرات باران، دانه‌ها یا هر چیزی که از بالا به پایین فرو می‌ریزد به کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 برگ‌ریز

وجه وصفی (participle)

📌 غلتید

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 ساقط شده

📌 افتاده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 افتاده

جمله سازی با المتساقطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعد العاصفة، الكثير من الفروع المتساقطة أغلقت طريق المشي.

پس از طوفان، شاخه‌های افتاده زیادی مسیر پیاده‌روی را مسدود کردند.

💡 غطت الأوراق المتساقطة أرض الحديقة بعد ليلة عاصفة شديدة الرياح.

برگ‌های ریخته شده، پس از یک شب طوفانی و پرباد، زمین باغ را پوشانده بودند.

💡 وضع الحارس جاروف للکناسة قرب الباب استعدادًا لجمع الأوراق المتساقطة صباحًا.

نگهبان یک بیلچه‌ی جارو را نزدیک در گذاشت تا صبح برگ‌های ریخته شده را جمع کند.

💡 جمعت العمال الأغصان المتساقطة من الممر لتسهيل مرور السيارات.

کارگران شاخه‌های افتاده را از پیاده‌رو جمع کردند تا عبور ماشین‌ها آسان‌تر شود.

💡 في الربيع، نجمع الأزهار المتساقطة لنصنع منها باقات جميلة.

در بهار، گل‌های افتاده را جمع‌آوری می‌کنیم تا دسته‌گل‌های زیبایی درست کنیم.

💡 كانت الثلوج المتساقطة جميلة من خلف نافذة المنزل في المساء.

برفِ در حال باریدن، از پشت پنجره‌ی خانه در عصر، منظره‌ی زیبایی داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران