المتحکم
🌐 کنترل کننده
به کسی یا چیزی گفته میشود که بر دیگران یا بر یک وضعیت تسلط و کنترل دارد و اختیار تصمیمگیری را در دست گرفته است. این واژه معمولاً برای فردی به کار میرود که رفتار، روند کار یا جریان امور را هدایت و کنترل میکند، یا حتی برای دستگاه و سیستمی که قابلیت کنترل دارد.
اسم (noun)
📌 کنترل کننده
📌 محدود کننده
صفت (adjective)
📌 مسئول
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 کنترل شده
جمله سازی با المتحکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يعمل المتحكم في السيارة على تنظيم أداء المحرك واستهلاك الوقود بشكل مستمر.
واحد کنترل خودرو برای تنظیم عملکرد موتور و مصرف سوخت به طور مداوم کار میکند.
💡 صار المتحكم في النظام الإلكتروني معطلًا بسبب انقطاع الكهرباء المفاجئ في المصنع.
به دلیل قطع ناگهانی برق در کارخانه، کنترلکننده سیستم الکترونیکی از کار افتاد.
💡 احتاج المهندس إلى استبدال المتحكم القديم بآخر أكثر دقة في خط الإنتاج.
مهندس نیاز داشت که کنترلکننده قدیمی را با یک کنترلکننده دقیقتر در خط تولید جایگزین کند.