المتاحة
🌐 موجود است
دیکشنری عربی به فارسی
📌 موجود است
📌 گزینهها
📌 موجود
📌 دفع
📌 ارائه شده
📌 در دسترس بودن
جمله سازی با المتاحة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحدث الباحث عن مختلفة طرق العلاج المتاحة للمرضى.
محقق روشهای مختلف درمانی موجود برای بیماران را مورد بحث قرار داد.
💡 الطاقة المتاحة في الموقع محدودة، لذا يجب ترشيد الاستخدام طوال اليوم.
انرژی موجود در محل محدود است، بنابراین مصرف باید در طول روز جیرهبندی شود.
💡 جلست ذواتا الحكمةِ مع الفريق لمناقشة الحلول المتاحة بهدوء.
دو زن خردمند با تیم نشستند تا با آرامش در مورد راهحلهای موجود بحث کنند.
💡 استغلّ الشاب فرص العمل المتاحة في مدينته، فحصل على وظيفة مناسبة بعد أشهر قليلة من البحث.
مرد جوان از فرصتهای شغلی موجود در شهرش استفاده کرد و پس از چند ماه جستجو، شغل مناسبی به دست آورد.
💡 قال المدير للموظف: عن احبث عن البدائل المتاحة ثم عد إليّ.
مدیر به کارمند گفت: گزینههای موجود را بررسی کن و سپس به من مراجعه کن.
💡 حکمنا على النتائج بعد مراجعة كل البيانات المتاحة من مصادر مختلفة.
ما نتایج را پس از بررسی تمام دادههای موجود از منابع مختلف قضاوت کردیم.
💡 استغل الفريق كل الموارد المتاحة لإنهاء المشروع في الوقت المحدد.
تیم از تمام منابع موجود برای تکمیل پروژه در زمان مقرر استفاده کرد.
💡 حدثني المديرُ عن فرص الترقية المتاحة في الشركة.
مدیر در مورد فرصتهای ارتقای شغلی موجود در شرکت به من گفت.
💡 استخدمنا سبلنا المتاحة لتنظيم الحفل رغم قلة الوقت والإمكانات.
با وجود محدودیت زمان و منابع، از تمام امکانات موجود برای برگزاری این رویداد استفاده کردیم.
💡 هذه الغرفة الوحيدة المتاحة اآلن,تستطيع تغييرها بعد مدة باالتفاق مع أصدقاء آخرين.
فعلاً فقط همین اتاق موجود است. میتوانید بعد از مدتی با توافق با دوستان دیگر، آن را تغییر دهید.
💡 حاولت الأسرة قصرها على حدود الميزانية المتاحة خلال السفر الطويل.
خانواده سعی کردند در طول سفر طولانی، آن را به بودجه موجود محدود کنند.
💡 يحدد عدد المقاعد المتاحة إمكانية استقبال مزيد من الحضور.
تعداد صندلیهای موجود، امکان پذیرش تعداد بیشتری از شرکتکنندگان را تعیین میکند.
💡 تحدثتُ مع ماثلا عن فرص العمل المتاحة في المدينة.
من با ماتلا در مورد فرصتهای شغلی موجود در شهر صحبت کردم.