المالي
🌐 مالی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مالی
📌 امور مالی
📌 از نظر مالی
📌 پولی
📌 مالیایی
جمله سازی با المالي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يسعى الشباب إلى االستقالل المالي عبر العمل والتخطيط الجيد.
جوانان از طریق کار و برنامهریزی خوب برای استقلال مالی تلاش میکنند.
💡 انقشعت الشكوك لدى المستثمرين بعد نشر التقرير المالي الكامل.
تردیدهای سرمایهگذاران پس از انتشار گزارش مالی کامل برطرف شد.
💡 تساعد الوظيفة المناسبة على تحقيق الاستقرار المالي والنفسي للفرد.
شغل مناسب به فرد کمک میکند تا به ثبات مالی و روانی برسد.
💡 فاقمت القرارات المتسرعة الوضع المالي للأسرة خلال فترة قصيرة.
تصمیمات عجولانه، وضعیت مالی خانواده را در مدت کوتاهی به شدت وخیم کرد.
💡 تعتمد البنوك على ضوابط رأس المال لضمان الاستقرار المالي وتقليل المخاطر.
بانکها برای تضمین ثبات مالی و کاهش ریسک، به کنترل سرمایه متکی هستند.
💡 كتب الموظف كتاب إلی القسم المالي يوضح فيه تفاصيل المصروفات.
کارمند نامهای به اداره دارایی نوشت و جزئیات هزینهها را توضیح داد.
💡 صُرفت الميزانية إسرافا بسبب ضعف التخطيط المالي في البداية.
به دلیل برنامهریزی مالی ضعیف در ابتدا، بودجه به طور بیفایده خرج شد.
💡 عندما تقننن المصاريف، يصبح التخطيط المالي أسهل.
وقتی هزینههایتان را کنترل میکنید، برنامهریزی مالی آسانتر میشود.
💡 أثارَ الوضعُ المالي للأسرةِ قلقَ الأبِ خلالَ الأشهرِ الأخيرة.
وضعیت مالی خانواده در ماههای اخیر پدر را نگران کرده است.
💡 راجع المدقق التقرير المالي بدقة قبل تسليمه إلى الإدارة العليا.
حسابرس قبل از ارائه گزارش مالی به مدیریت ارشد، آن را با دقت بررسی کرد.
💡 قدّم المستشارُ المالي تقريرًا مفصّلًا عن الإيراداتِ والمصروفات.
مشاور مالی گزارش مفصلی از درآمدها و هزینهها ارائه داد.
💡 في الاجتماع، كان شخص عن القسم المالي حاضرًا للإجابة عن الأسئلة.
در این جلسه، یکی از مسئولین مالی برای پاسخ به سوالات حضور داشت.