اللقطة

🌐 شات

«اللقطة» در عربی می‌تواند به چیزی که از زمین برداشته یا یافته شده باشد، یعنی «چیز پیدا شده»، اشاره کند. در فقه اسلامی هم «لقطه» به مالی گفته می‌شود که صاحبش نامعلوم است و کسی آن را یافته است. در کاربردهای امروزی، در عکاسی و فیلم‌برداری نیز به «نما» یا «شات» گفته می‌شود. بنابراین این واژه هم معنای حقوقی دارد و هم معنای رسانه‌ای.

اسم (noun)

📌 عکس فوری

📌 فیلم

اسم / وجه وصفی (noun / participle)

📌 تصویر صفحه

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شات

جمله سازی با اللقطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساویٰ الحكم بين الفريقين بعد مراجعة اللقطة المثيرة للجدل.

داور پس از بررسی این اتفاق جنجالی، تصمیمی مساوی بین دو تیم گرفت.

💡 أشار المخرجُ إلى إعادة اللقطة لأن الإضاءة لم تكن مناسبة.

کارگردان اشاره کرد که این نما باید دوباره فیلمبرداری شود زیرا نورپردازی مناسب نبود.

💡 أظهر اللقطة النهائية مثالاً مثالياً للتعريض الطويل تحت السماء الليلية الفسيحة.

عکس نهایی نمونه‌ی کاملی از نوردهی طولانی در زیر آسمان وسیع شب را نشان می‌داد.

💡 التقطت الكاميرا اللقطة بسرعة قبل أن يتحرك الطفل من مكانه.

دوربین قبل از اینکه کودک از جایش تکان بخورد، عکس را به سرعت ثبت کرد.

💡 أعجبتني اللقطة الأخيرة في الفيلم لأنها كانت مؤثرة ومليئة بالمعنى.

من صحنه آخر فیلم را دوست داشتم چون تأثیرگذار و پر از معنی بود.

💡 طلب الحضور من المصور أن يعيد اللقطة بعد تغيير الزاوية.

حضار پس از تغییر زاویه از عکاس خواستند که دوباره عکس بگیرد.

کلمات مرتبط