اللعاب

🌐 بزاق

یعنی آب دهان یا بزاق؛ مایعی که از دهان ترشح می‌شود. در کاربرد مجازی هم گاهی برای نشان‌دادن میل شدید یا هوس به چیزی به کار می‌رود، اما معنای اصلی آن همان بزاق است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بزاق

📌 آب دهان

📌 ترشح بزاق

📌 تف کردن

📌 بزاقی

جمله سازی با اللعاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬حاول أن تستغلها واستجمع كل ما‬ ‫تستطيع من اللعاب‪

سعی کنید از آن استفاده کنید و تا جایی که می‌توانید بزاق جمع کنید.

💡 نظّفت الأم اللعاب عن الطاولة بعد أن لعب الرضيع بالطعام وعبث به.

بعد از اینکه کودک با غذا بازی کرد و آن را کثیف کرد، مادر بزاق را از روی میز پاک کرد.

💡 لاحظ الطبيب زيادة اللعاب عند المريض، وطلب منه إجراء فحص إضافي.

پزشک متوجه افزایش بزاق بیمار شد و از او خواست که آزمایش‌های بیشتری انجام دهد.

💡 سقط اللعاب من فم الطفل وهو نائم، فغيّرت الأم الوسادة بسرعة.

هنگام خواب، بزاق از دهان نوزاد چکه می‌کرد، بنابراین مادر سریع بالش را عوض کرد.

💡 ‬وسحب خديه سويًا مكونًا كرة لزجة من اللعاب فوق لسانه‪.

گونه‌هایش را به هم فشرد و بزاق دهانش مانند گلوله‌ای چسبناک روی زبانش تشکیل شد.

💡 تعتمد بعض الحيوانات بشكل كبير على اللعاب لهضم المواد النباتية الصعبة.

بعضی از حیوانات برای هضم مواد گیاهی سخت به شدت به بزاق متکی هستند.

کلمات مرتبط