اللاذع

🌐 تند و تیز

«اللاذع» یعنی «سوزاننده»، «تیز» یا «نیش‌دار». این صفت هم برای چیزهای واقعی مانند سوزش و تندیِ مزه یا هوا به کار می‌رود و هم برای سخن، نقد یا طعنه‌ای که اثر تند و آزاردهنده دارد. در فارسی معمولاً معادل‌هایی مثل «نیش‌دار» یا «گزنده» برای آن مناسب‌اند.

صفت (adjective)

📌 تند و تیز

📌 کینه توز

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 ترش

📌 سوزآور

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تلخ

جمله سازی با اللاذع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يمكن أن يكون التعليق اللاذع أكثر ضررًا من إهانة مباشرة أحيانًا.

گاهی اوقات یک نظر گزنده می‌تواند مخرب‌تر از یک توهین مستقیم باشد.

💡 شعر العامل ببرودة اللاذع الريح في الصباح الباكر.

کارگر، سرمای گزنده‌ی بادِ اوایل صبح را حس کرد.

💡 كان نقده اللاذع سببًا في إحراج المتحدث أمام الجمهور.

انتقاد تند او باعث خجالت سخنران در مقابل حضار شد.

💡 عادةً ما يستمتع الأطفال بالنكهة المعتدلة للفلفل الحار اللاذع في طعامهم.

کودکان معمولاً از طعم ملایم فلفل چیلی تند در غذای خود لذت می‌برند.

💡 انتشرت رائحة الفلفل اللاذع في المطبخ بسرعة كبيرة.

بوی تند فلفل خیلی سریع در آشپزخانه پخش شد.

💡 الخبز المصنوع من العجين المخمر معروف بمذاقه اللاذع وقوامه المطاطي.

نان تهیه شده از خمیر ترش به خاطر طعم ترش و بافت جویدنی‌اش شناخته شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران