القدوم

🌐 ورود

«القدوم» به معنای «آمدن، رسیدن، ورود» است. این واژه برای بیان رسیدن شخص یا چیزی به مکانی مشخص استفاده می‌شود و در فارسی نزدیک به «آمدن» یا «تشریف آوردن» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آمدن

📌 درستش کن

📌 ظاهر شدن

📌 رسیدن

📌 رفتن

جمله سازی با القدوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬كن أن ِ من يقف ابلباب فدلف ِ و أن ِ تعتذرين عن القدوم هبذا الوق و الدموع تنهمر من‬ ‫عينيك

آن کسی باش که دم در می‌ایستد و وارد می‌شود و در حالی که اشک از چشمانت جاری است، از آمدنش در این زمان عذرخواهی می‌کند.

💡 تأخر القدوم بسبب سوء الأحوال الجوية وازدحام المطار.

به دلیل بدی آب و هوا و شلوغی فرودگاه، ورود به تأخیر افتاد.

💡 ‬وكان المتصل هو‬ ‫صديقي الذي طلب مني القدوم له بأسرع وقت ألنه مجتمع مع مدير‬ ‫العمل أما صوته فكان يخفي الكثير كان سيء جدا‪

تماس‌گیرنده دوستم بود که از من خواست هر چه زودتر پیشش بروم چون با مدیرش قرار ملاقات داشت. صدایش خیلی گرفته بود؛ خیلی بد بود.

💡 أعلن الفندق موعد القدوم المتوقع للوفد السياحي مساء اليوم.

هتل زمان ورود احتمالی هیئت گردشگری را امشب اعلام کرد.

💡 الطبيب يزور المرضى في بيوتهم أحيانًا عندما لا يستطيعون القدوم إلى العيادة.

پزشک گاهی اوقات وقتی بیماران نمی‌توانند به کلینیک بیایند، آنها را در خانه‌هایشان ویزیت می‌کند.

💡 استقبلت العائلة القدوم بفرح كبير بعد غياب طويل.

خانواده پس از مدت‌ها غیبت، با شادی فراوان از ورود او استقبال کردند.

کلمات مرتبط