الفطري
🌐 طبیعی
اسم (noun)
📌 قارچ
صفت (adjective)
📌 قارچی
📌 ذاتی
📌 مادرزادی
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 غریزی
📌 بومی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ذاتی
جمله سازی با الفطري
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 العفن الفطري على كراسي الشرفة جعلها غير مرغوبة للاسترخاء المسائي.
کپک روی صندلیهای بالکن، آنها را برای استراحت عصرگاهی نامطلوب میکرد.
💡 يظهر الحس الفطري عند بعض الأطفال في حب الرسم أو الموسيقى منذ سن مبكرة.
بعضی از کودکان از سنین پایین عشق ذاتی به نقاشی یا موسیقی نشان میدهند.
💡 سمحت لها إبداعها الفطري برسم جداريات تخطف الأنظار على الجدران الفارغة.
خلاقیت ذاتی او به او اجازه میداد تا نقاشیهای دیواری چشمنوازی را روی دیوارهای خالی بکشد.
💡 كان الانجذاب الفطري بينهما لا يمكن إنكاره منذ اللحظة التي التقيا فيها.
از همان لحظه اول آشنایی، جاذبه ذاتی بین آنها غیرقابل انکار بود.
💡 يعتمد الطب الفطري في بعض المناطق على الأعشاب والوصفات الشعبية القديمة.
در برخی مناطق، طب سنتی به گیاهان دارویی و درمانهای سنتی متکی است.
💡 هذا المرض الفطري يمكن أن يحدث أيضا في نهاية الدورة.
این بیماری قارچی همچنین میتواند در پایان چرخه رخ دهد.