الغراب
🌐 کلاغ
جمله سازی با الغراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأى الطفل الغراب يطير فوق الشجرة فشعر بالفضول.
کودک کلاغ را دید که بالای درخت پرواز میکند و کنجکاو شد.
💡 وقف الغراب على السطح ونظر إلى الشارع بصبر طويل.
کلاغ روی پشت بام ایستاده بود و با حوصله فراوان به خیابان نگاه می کرد.
💡 نعق الغراب فوق السطح في الصباح، فانتبه الجميع إلى صوته العالي.
کلاغ صبح روی پشت بام قارقار کرد و همه به صدای بلندش توجه کردند.
💡 فتح الغراب منقاره وقال مرة أخرى «مرحبا يا ربيع».
کلاغ نوکش را باز کرد و دوباره گفت: «سلام بهار.»
💡 سمع المزارع نعبَ الغراب فوق الشجرة فشعر بأن الوقت قد اقترب من الغروب.
کشاورز صدای قارقار کلاغ را بالای درخت شنید و احساس کرد که غروب آفتاب نزدیک است.
💡 كان صوت الغراب واضحًا في الصباح الباكر رغم هدوء المكان.
صدای کلاغ با وجود سکوت آنجا، صبح زود به وضوح شنیده میشد.