العصا

🌐 چوب

«العصا» به معنای «چوب‌دستی»، «عصا» یا «چوب» است و برای اشاره به وسیله‌ای چوبی که در دست گرفته می‌شود به کار می‌رود. این واژه در قرآن، ادبیات عرب و گفتار روزمره بسیار رایج است و گاهی به‌صورت استعاری نیز برای اقتدار یا تکیه‌گاه آمده است.

اسم (noun)

📌 چوب

📌 عصا

📌 باتوم

📌 کارکنان

📌 میله

جمله سازی با العصا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استخدم الراعي العصا ليقود الغنم نحو الطريق الصحيح.

چوپان با عصا گوسفندان را به راه راست هدایت می‌کرد.

💡 كان الجد يمشي ببطء مستندًا إلى العصا الخشبية القديمة.

پدربزرگ به آرامی قدم می‌زد و به عصای چوبی قدیمی‌اش تکیه داده بود.

💡 وکز العصا في الأرض ثم وقف ينتظر صديقه عند الموقف.

او چوب را در زمین فرو کرد و سپس در ایستگاه منتظر دوستش ایستاد.

💡 ‫كانت القطة‬ ‫ُ‬ ‫قرب المسرح وركضتُ باتجاه َكارمن وقفتُ أمامها‬ ‫حملتُ عصى كانت‬ ‫َ‬ ‫وضربتُ العصا على األرض‪

گربه نزدیک صحنه بود و من به سمت کارمن دویدم. جلویش ایستادم، چوبی برداشتم و با آن به زمین زدم.

💡 فاعتدلت الشجرة الصغيرة بعد أن دعمتها العصا في الحديقة.

درخت کوچک پس از اینکه ترکه ای که در باغ بود آن را نگه داشت، صاف ایستاد.

💡 في بعض الثقافات، ترمز العصا إلى الحكمة والخبرة والسلطة.

در برخی فرهنگ‌ها، عصا نماد خرد، تجربه و اقتدار است.

💡 جلس الشيخ ووضع كعب العصا على الأرض ليستند إليها.

شیخ نشست و پاشنه عصایش را روی زمین گذاشت تا به آن تکیه دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران