إجراءات
🌐 رویهها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عمل
📌 رویهها
📌 اقدامات
📌 دادرسی
📌 رویه
📌 فرآیند
جمله سازی با إجراءات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضعت الشركة إجراءات تثبيتا للجودة وتحسينًا للخدمة.
این شرکت رویههایی را برای تضمین کیفیت و بهبود خدمات در نظر گرفته است.
💡 تقدّمين طلبكِ عبر الموقع الإلكتروني قبل نهاية الأسبوع لتسهيل إجراءات القبول.
برای تسهیل روند پذیرش، درخواست خود را تا قبل از پایان هفته از طریق وبسایت ارسال کنید.
💡 تشغيل النظام الجديد سهّل إجراءات التسجيل وقلّل الأخطاء بشكل واضح.
این سیستم جدید، مراحل ثبت نام را آسانتر کرده و خطاها را به میزان قابل توجهی کاهش داده است.
💡 قرر المدير أن ءاتخذ إجراءات جديدة لتحسين جودة الخدمة.
مدیر تصمیم گرفت اقدامات جدیدی را برای بهبود کیفیت خدمات انجام دهد.
💡 تخذ الشركة إجراءات جديدة لتحسين خدمة العملاء وتقليل الأخطاء.
این شرکت در حال انجام اقدامات جدیدی برای بهبود خدمات به مشتریان و کاهش خطاها است.
💡 اال يجب أن نصل باكرًا إلى المطار حتى نتجنب الازدحام وننهي إجراءات السفر بسهولة.
ما باید زود به فرودگاه برسیم تا از شلوغی جلوگیری کنیم و مراحل سفر را به راحتی انجام دهیم.
💡 تنتقل العدوى بسرعةٍ في الأماكن المزدحمة إذا لم تُتَّخذ إجراءات الوقاية.
اگر اقدامات پیشگیرانه انجام نشود، عفونت به سرعت در مکانهای شلوغ گسترش مییابد.
💡 تسيطر الحكومة على الوضع الأمني في المنطقة بعد اتخاذ إجراءات جديدة وحازمة.
دولت پس از اتخاذ تدابیر جدید و قاطع، اوضاع امنیتی منطقه را تحت کنترل دارد.
💡 حذرت الحكومة من الفساد الإداري وأعلنت إجراءات جديدة للرقابة.
دولت نسبت به فساد اداری هشدار داد و اقدامات نظارتی جدیدی را اعلام کرد.
💡 يجب أن تمم إجراءات التسجيل قبل نهاية المهلة المحددة.
مراحل ثبت نام باید قبل از پایان مهلت تعیین شده تکمیل شود.
💡 في الصيف، تغزو الذبابات بعض المزارع إذا لم تُتخذ إجراءات الوقاية.
در تابستان، اگر اقدامات پیشگیرانه انجام نشود، مگسها به برخی از مزارع حمله میکنند.
💡 وضعت الشركة إجراءات الحامية لتقليل المخاطر في مكان العمل.
این شرکت اقدامات حفاظتی را برای کاهش خطرات در محل کار اعمال کرده است.