إجازة مرضية
🌐 مرخصی استعلاجی
اسم (noun)
📌 مرخصی استعلاجی
📌 مرخصی پزشکی
جمله سازی با إجازة مرضية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منح الطبيب الموظف إجازة مرضية لمدة أسبوع بسبب ارتفاع الحرارة والإرهاق الشديد.
پزشک به دلیل تب بالا و خستگی مفرط به این کارمند یک هفته مرخصی استعلاجی اعطا کرد.
💡 بعد إصابتي بنزلة برد، طلبت إجازة مرضية من مشرفي.
بعد از اینکه سرما خوردم، از سرپرستم درخواست مرخصی استعلاجی کردم.
💡 تمكنت من إدارة عبء العمل بشكل جيد رغم أخذ إجازة مرضية لمدة يومين.
با وجود دو روز مرخصی استعلاجی، توانستم حجم کارم را به خوبی مدیریت کنم.
💡 قدّم العامل إجازة مرضية إلى قسم الموارد البشرية بعد خضوعه للفحوصات الطبية.
کارمند پس از انجام معاینات پزشکی، گواهی مرخصی استعلاجی را به بخش منابع انسانی ارائه داد.
💡 قدم طلبًا للحصول على إجازة مرضية وبقي في المنزل للتعافي.
او درخواست مرخصی استعلاجی داد و برای بهبودی در خانه ماند.
💡 وافقت المؤسسة على إجازة مرضية للمعلمة حتى تتعافى من العملية الجراحية.
این موسسه مرخصی استعلاجی را برای معلم تا زمان بهبودی از عمل جراحی تأیید کرد.