إبهام

🌐 شست

«إبهام» به‌معنای «نامشخص بودن»، «مبهم بودن» یا «گنگی» است. در زبان عربی و فارسیِ وام‌گرفته از عربی، این واژه برای چیزی به کار می‌رود که روشن و دقیق نیست و می‌تواند چند معنا داشته باشد یا به‌درستی فهمیده نشود.

اسم (noun)

📌 انگشت شست

📌 ابهام

📌 انگشت بزرگ پا

جمله سازی با إبهام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دراسة الرئيسيات تظهر الفوائد التطورية لوجود إبهام قابل للتحرك بحرية واستقلالية.

مطالعات روی نخستی‌سانان، مزایای تکاملی داشتن انگشت شستی که آزادانه و مستقل حرکت می‌کند را نشان می‌دهد.

💡 وهكذا، ما وجده بيتسون في كل حالات تحولات إبهام اليد،

بنابراین، آنچه بیتسون در تمام موارد تبدیل انگشت شست یافت،

💡 رجاءاً أن تضعوا إبهام اليد على كاشف الهوية

لطفا انگشت شست خود را روی اسکنر شناسایی قرار دهید.

💡 ‬أو قد اشيح وجهي او أغمض عين ّ‬ ‫وأحيانا اتبرء منه وأضع جلده بين إبهام وسبابة يدي واسحبه‪

یا ممکن است رویم را برگردانم یا چشمانم را ببندم، و گاهی اوقات او را طرد می‌کنم و پوستش را بین انگشت شست و اشاره‌ام قرار می‌دهم و آن را می‌کشم.

💡 أصاب اللاعب إبهام يده أثناء التمرين، فاضطر إلى التوقف قليلًا.

این بازیکن در حین تمرین از ناحیه انگشت شست آسیب دید، بنابراین مجبور شد مدتی تمرین را متوقف کند.

💡 شعر الرجل بألم في إبهام القدم بعد المشي الطويل.

مرد پس از یک پیاده‌روی طولانی، در انگشت شست پایش احساس درد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران