الصغيرين

🌐 کوچولوها

مثنای الصغير در حالت نصب و جر است و یعنی «دو کودک»، «دو فرد کوچک» یا «آن دو کوچک».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کمی

📌 بچه‌ها

📌 کوچک

📌 ریز

📌 لابیا

جمله سازی با الصغيرين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫ثم ما لبث أن شعر تجاههم بالخوف منذ أن اعترضوا طريقه وكان عائداً من المدرسة مع‬ ‫صديقيه الصغيرين‪

اما خیلی زود از آنها ترسید، چون وقتی با دو دوست جوانش از مدرسه برمی‌گشتند، راهش را سد کردند.

💡 ‬الصغيرين‬ ‫اللذين أظهرا جسارة األبطال في حب الوطن‪

دو جوانی که در عشق به میهن، شجاعت قهرمانان را نشان دادند

💡 ‬ودعه الطائر الصغير بأن لوح له بجناحيه الصغيرين ومضى‪

پرنده کوچک با بال‌های کوچکش خداحافظی کرد و پرواز کرد و رفت.

💡 فتح العصفور بجناحيه الصغيرين فوق الشجرة قبل أن ينطلق بسرعة.

پرنده قبل از اینکه سریعاً پرواز کند، بال‌های کوچکش را بالای درخت باز کرد.

💡 لستُ أبالي، بعدما رأيت وجهيهما الصغيرين البارحة، تغيّر كلّ شيء.

دیگه برام مهم نیست؛ بعد از دیدن صورت‌های کوچولوشون دیروز، همه چیز عوض شده.

💡 نصرتا الطفلين الصغيرين عندما ضاعا في السوق، ثم سلّمناهما إلى والديهما.

ما دو کودک خردسال را وقتی در بازار گم شده بودند نجات دادیم و سپس آنها را به والدینشان تحویل دادیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران