إبلاغ
🌐 گزارش
اسم (noun)
📌 گزارشدهی
📌 گزارش
📌 اطلاع رسانی
📌 ارتباط
📌 اعلان
📌 گفتن
📌 توجه
📌 اطلاعات
جمله سازی با إبلاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تأخر إبلاغ الأسرة بالخبر، فزاد قلقهم طوال ساعات المساء.
خانواده از این خبر بیخبر نگه داشته شدند و همین امر اضطراب آنها را در طول شب افزایش داد.
💡 وارحل بعد الانتهاء من المهمة، ولا تنسَ إبلاغ المسؤول قبل المغادرة.
پس از انجام کار، محل را ترک کنید و فراموش نکنید که قبل از رفتن، سرپرست را مطلع کنید.
💡 يجب إبلاغ المسؤول فورًا إذا حدث أي خلل في المعدات داخل المصنع.
در صورت بروز هرگونه نقص در تجهیزات داخل کارخانه، باید فوراً به مسئول مربوطه اطلاع داده شود.
💡 قام الموظف إبلاغ الشرطة عن السيارة المشبوهة المتوقفة قرب المبنى.
کارمند، خودروی مشکوکی که نزدیک ساختمان پارک شده بود را به پلیس گزارش داد.
💡 خسرتُ حقيبتي في المطار، فاضطررت إلى إبلاغ الموظفين والبحث عنها لساعات طويلة.
من کیفم را در فرودگاه گم کردم، بنابراین مجبور شدم به کارکنان اطلاع دهم و ساعتها دنبالش بگردم.
💡 لا يجوز أن نغادر دون ب إبلاغ المسؤولين أولًا.
ما نباید بدون اطلاع قبلی به مقامات، آنجا را ترک کنیم.
💡 عُثر على صندوق مشتبه قرب باب المدرسة، فتم إبلاغ الإدارة فورًا.
یک جعبه مشکوک در نزدیکی دروازه مدرسه پیدا شد و بلافاصله به مدیریت اطلاع داده شد.