السفارة

🌐 سفارت

به معنای سفارت، نمایندگی رسمی یک کشور در کشور دیگر، یا نهاد دیپلماتیک است. همچنین در عربی «سفیر بودن» و «رسالت دیپلماتیک» را هم می‌تواند برساند.

جمله سازی با السفارة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زار المواطنون السفارة لتجديد الجوازات وإنهاء المعاملات القنصلية الضرورية.

شهروندان برای تمدید گذرنامه و انجام امور کنسولی لازم به سفارت مراجعه کردند.

💡 استقبلت السفارة الزيارة الرسمية بحضور عدد من المسؤولين والدبلوماسيين.

این بازدید رسمی با حضور تعدادی از مقامات و دیپلمات‌ها در سفارت انجام شد.

💡 قدّمت السفارة بيانًا رسميًا بشأن أوضاع الجالية في البلد المضيف.

سفارت بیانیه رسمی در مورد وضعیت جامعه در کشور میزبان صادر کرد.

💡 تحتاج هذه الشهادة إلى تصديقٍ من السفارة قبل السفر.

این گواهی باید قبل از سفر توسط سفارت تأیید شود.

💡 ‫ال أعلم كيف استطاع أن يحصل لي على فيزا إقامة دون مقابلة‬ ‫شخصية في السفارة‪

نمی‌دانم چطور توانست بدون مصاحبه حضوری در سفارت، برای من ویزای اقامت بگیرد.

💡 عرضت السفارة الدنماركية برنامجًا ثقافيًا لتعريف الناس بتاريخ البلد.

سفارت دانمارک یک برنامه فرهنگی برای آشنایی مردم با تاریخ این کشور ارائه داد.

💡 تقع السفارة في شارع واسع تحيط به مبانٍ حكومية ومكاتب دولية.

سفارت در خیابانی عریض واقع شده که اطراف آن را ساختمان‌های دولتی و دفاتر بین‌المللی احاطه کرده‌اند.

کلمات مرتبط