الرباط

🌐 رباط

«الرباط» در اصل به معنای «بستن، گره‌زدن، یا محل بستن» است، اما در کاربردهای مختلف به «پایگاه، محل اقامت، سنگر، یا جای نگهبانی» هم گفته می‌شود. در فرهنگ اسلامی، «رباط» گاهی به محل آمادگی برای دفاع و مراقبت از مرزها اشاره دارد. همچنین ممکن است معنای پیوند و اتصال هم بدهد.

اسم (noun)

📌 رباط

📌 پیوند

📌 توری

📌 لیگاتور

📌 باند

📌 بند جوراب

جمله سازی با الرباط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وصل المسافرون إلى الرباط بعد رحلةٍ طويلةٍ عبر المدن الساحلية.

مسافران پس از سفری طولانی از میان شهرهای ساحلی به رباط رسیدند.

💡 أحببت ومدينةُ الرباط بسبب هدوئها ونظافة شوارعها.

من شهر رباط را به خاطر آرامش و تمیزی خیابان‌هایش دوست داشتم.

💡 شهدت الرباط فعالياتٍ دوليةً كثيرةً جمعت مسؤولين ومثقفين من بلدان مختلفة.

رباط شاهد رویدادهای بین‌المللی بسیاری بود که مقامات و روشنفکران کشورهای مختلف را گرد هم آورد.

💡 زرت الرباط في يوليوز الماضي، وكانت المدينة مزدحمة بالسياح.

من ژوئیه گذشته از رباط دیدن کردم و شهر پر از توریست بود.

💡 يقيم الطالبُ في الرباط منذ بداية العام الدراسي ويحب أجواءها الثقافية.

این دانشجو از ابتدای سال تحصیلی در رباط زندگی می‌کند و فضای فرهنگی آن را دوست دارد.

💡 شدّ الطبيب الرباط على الجرح بإحكام، ثم طلب من المريض أن يرتاح يومين كاملين.

پزشک بانداژ روی زخم را محکم کرد، سپس از بیمار خواست دو روز کامل استراحت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران