الراهب

🌐 راهب

«الراهب» یعنی راهب، یعنی فردی که از زندگی دنیوی کناره گرفته و در عبادت، زهد و پرهیزگاری زندگی می‌کند؛ این واژه بیشتر برای راهبان مسیحی به‌کار می‌رود. در استعمال تاریخی و دینی، «الراهب» شخصی است که در صومعه یا مکان دینی به عبادت و ریاضت مشغول است.

جمله سازی با الراهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عاش الراهب حياة بسيطة في الدير، بعيدًا عن ضجيج المدن وصراعاتها اليومية.

راهب، دور از سر و صدا و کشمکش‌های روزمره‌ی شهرها، زندگی ساده‌ای در صومعه داشت.

💡 عندما سأله الزوار عن معنى العزلة، الراهب قال إن القلب يحتاج أحيانًا إلى الصمت.

وقتی بازدیدکنندگان از او درباره معنای تنهایی پرسیدند، راهب گفت که قلب گاهی اوقات به سکوت نیاز دارد.

💡 الشيخ الراهب قال إن القلب يطمئن عندما يبتعد الإنسان عن الغضب والكبر.

راهب گفت که قلب وقتی آرامش پیدا می‌کند که انسان از خشم و غرور دور بماند.

💡 عاش الشيخ الراهب سنوات طويلة في مكان هادئ بعيدًا عن ضجيج المدن والأسواق.

شیخ سال ها در مکانی آرام و دور از هیاهوی شهرها و بازارها زندگی کرد.

💡 الشيخ الراهب قال إن الرحمة بالناس أفضل من كثرة الكلام والجدال.

راهب گفت که رحم و شفقت به مردم بهتر از زیاد حرف زدن و بحث کردن است.

💡 احترم الناس الراهب لما عُرف عنه من حكمةٍ وهدوءٍ وخدمةٍ للآخرين.

مردم به خاطر خرد، آرامش و خدمتش به دیگران به این راهب احترام می‌گذاشتند.

💡 في بداية اللقاء، الشيخ الراهب قال كلماتٍ هادئة شجعت الحاضرين على الصبر.

شیخ در ابتدای جلسه سخنان آرامی گفت که حاضران را به صبر و شکیبایی تشویق کرد.

💡 أمام تلاميذه، الراهب قال إن العمل الصالح أهم من الكلام الكثير.

راهب در مقابل شاگردانش گفت که کردار نیک از سخنان بسیار مهم‌تر است.

💡 كان الراهب يقرأ الكتب القديمة ويقضي ساعات طويلة في التأمل والصمت.

راهب عادت داشت کتاب‌های باستانی بخواند و ساعت‌های طولانی را در مراقبه و سکوت بگذراند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران