الدخل

🌐 درآمد

به معنای «درآمد» است؛ یعنی پول یا سودی که فرد، خانواده، شرکت یا دولت به دست می‌آورد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درآمد

📌 کسب درآمد

📌 ورودی

جمله سازی با الدخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قدّمت المؤسسة إعان ًا شهريًا للطلاب المتفوقين من ذوي الدخل المحدود.

این بنیاد به دانش آموزان ممتاز خانواده های کم درآمد، کمک هزینه ماهانه ای اختصاص می داد.

💡 مرّت الأسرةُ بأيامٍ مريرة بعد فقدان مصدر الدخل الرئيسي.

خانواده پس از از دست دادن منبع اصلی درآمدشان، روزهای تلخی را پشت سر گذاشتند.

💡 وفرت الدولة سکن مناسبًا لبعض العائلات ذات الدخل المحدود.

دولت مسکن مناسبی برای برخی از خانواده‌های کم‌درآمد فراهم کرد.

💡 تؤثر دورة اقتصادية طويلة على فرص العمل ومستوى الدخل في المجتمع.

یک چرخه اقتصادی طولانی مدت بر فرصت‌های شغلی و سطح درآمد در جامعه تأثیر می‌گذارد.

💡 أعلنت الحكومة خطة الاقتصادية لدعم الأسر ذات الدخل المحدود.

دولت طرح حمایت اقتصادی از خانواده‌های کم‌درآمد را اعلام کرد.

💡 اعلنت الحكومة عن إجراءات جديدة لدعم الأسر ذات الدخل المحدود.

دولت از اقدامات جدید برای حمایت از خانواده‌های کم‌درآمد خبر داد.

💡 عانت الأسرة عناة كبيرة بعد فقدان مصدر الدخل الرئيسي.

خانواده پس از از دست دادن منبع اصلی درآمد خود، رنج زیادی متحمل شدند.

💡 تنوعت مصادر الدخل لدى الشركة بين التجارة والخدمات والاستثمار.

منابع درآمد شرکت بین تجارت، خدمات و سرمایه‌گذاری متنوع بود.

💡 أثّرت الأزمة في السوق، وبالأخص على أصحاب الدخل المحدود.

این بحران بر بازار، به ویژه کسانی که درآمد محدودی داشتند، تأثیر گذاشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران