الخدمة
🌐 خدمات
اسم (noun)
📌 خدمات
جمله سازی با الخدمة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 التقى المدير بالعمالء لمناقشة ملاحظاتهم حول جودة الخدمة المقدمة.
مدیر با مشتریان ملاقات کرد تا نظرات آنها را در مورد کیفیت خدمات ارائه شده مورد بحث قرار دهد.
💡 امتاز هذا المطعم بسرعة الخدمة ونظافة المكان وجودة الأطباق المقدمة.
این رستوران از نظر سرعت سرویسدهی، تمیزی مکان و کیفیت غذاهای سرو شده متمایز بود.
💡 قدم الفريق الخدمة للمحتاجين بسرور ودون انتظار أي مقابل.
این تیم با کمال میل و بدون هیچ چشم داشتی به نیازمندان خدمات ارائه میداد.
💡 قدمت الشركة الخدمة الكاملة للزبائن دون أي تأخير أو نقص.
این شرکت خدمات کاملی را بدون هیچ گونه تأخیر یا نقصی به مشتریان ارائه داد.
💡 تحسنت الخدمة في المطعم بعد تدريب العاملين على حسن الاستقبال.
خدمات رستوران پس از آموزش کارکنان در زمینه خدمات خوب به مشتریان، بهبود یافت.
💡 لم أسمع أحدًا أن يشتكي من الخدمة خلال الأسبوع الماضي.
من در طول هفته گذشته هیچ شکایتی از خدمات نشنیدهام.
💡 تسبب العطل المفاجئ في توقف الخدمة الإلكترونية لساعات طويلة.
این قطعی ناگهانی باعث شد سرویس آنلاین برای ساعتها از کار بیفتد.
💡 هو أن حب الوطن يتضمن االحتجاج و ليس فقط الخدمة العسكرية
یعنی میهنپرستی شامل اعتراض هم میشود، نه فقط خدمت سربازی.
💡 زرتُ الموقع الإلكتروني للحصول على المعلومات الرسمية حول الخدمة الجديدة.
من برای دریافت اطلاعات رسمی در مورد سرویس جدید، از وبسایت بازدید کردم.
💡 لديّ أفكارٌ جديدةٌ لتطوير الخدمة وتحسين تجربة العملاء.
من ایدههای جدیدی برای توسعه خدمات و بهبود تجربه مشتری دارم.
💡 نعمل كل يوم بهدف تحسين الخدمة وتخفيف الوقت على المراجعين.
ما هر روز با هدف بهبود خدمات و کاهش زمان صرف شده توسط مشتریان تلاش میکنیم.
💡 استقبل الموظف العميل بابتسامةٍ وشرح له تفاصيل الخدمة المطلوبة.
کارمند با لبخند به مشتری خوشامد گفت و جزئیات خدمات مورد نیاز را توضیح داد.