الحکما

🌐 دو قاضی

«الحُكما» به معنی «حکیمان» یا در برخی کاربردها «داوران» است، اما رایج‌تر آن را جمعِ «حكيم» می‌دانند، یعنی «دانایان، خردمندان، فیلسوفان / حکیمان». این واژه به کسانی اشاره دارد که عقل، دانش یا خردِ برجسته دارند. در فارسی معمولاً «حکیمان» یا «خردمندان» ترجمه می‌شود.

جمله سازی با الحکما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان الحکما يستمعون إلى الأطراف قبل إصدار أي قرار نهائي.

دو قاضی قبل از صدور هرگونه حکم نهایی، به صحبت‌های طرفین گوش دادند.

💡 احترم الناس الحکما لأنهم عُرفوا بالعدل والخبرة.

مردم به قضات احترام می‌گذاشتند، زیرا آنها به انصاف و تجربه‌شان معروف بودند.

💡 اجتمع الحکما في المجلس لبحث النزاع بين القبيلتين.

دو قاضی در مجلس شورا گرد هم آمدند تا اختلاف بین دو قبیله را بررسی کنند.

کلمات مرتبط