الحجاج

🌐 زائران

می‌تواند به معنای حج‌گزاران باشد، یعنی کسانی که به حج می‌روند؛ همچنین در برخی متون نام خاص حجاج نیز هست. در کاربرد عمومی، بیشتر به زائران بیت‌الله الحرام اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زائران

📌 زیارت

📌 حاجی‌ها

📌 الحجاج

📌 حاجی ها

📌 حج

📌 حجاج

📌 حاج

جمله سازی با الحجاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يسافر الحجاج إلى مكة كل عام لأداء المناسك.

زائران هر ساله برای انجام مناسک حج به مکه سفر می‌کنند.

💡 وصلت شيعا من الحجاج إلى المدينة مساءً، بعد رحلة طويلة وشاقة عبر الطريق البري.

گروه‌هایی از زائران، پس از طی مسافتی طولانی و طاقت‌فرسا از طریق خشکی، در شام به شهر رسیدند.

💡 يتوجه الحجاج إلى الأماكن المخصصة لهم وفق التعليمات الأمنية والتنظيمية.

زائران طبق دستورالعمل‌های امنیتی و سازمانی به سمت مناطق تعیین‌شده خود حرکت می‌کنند.

💡 يطاف بالكعبة في موسم العمرة، فيشعر الزائر بروحانية عظيمة وهو بين الحجاج والمعتمرين.

کعبه در طول موسم عمره طواف می‌شود و زائر در میان زائران و عمره‌گذاران، معنویت زیادی را احساس می‌کند.

💡 وقف الحجاج في عرفٰت بالدعاء والذكر منذ الصباح.

حاجیان از صبح در عرفات به دعا و ذکر خدا مشغول بودند.

💡 استقبلنا وافة الحجاج عند المدخل بالترحيب والتمر.

ما در بدو ورود با خوشامدگویی و خرما از زائران استقبال کردیم.

💡 صعد الحجاج إلى عرفة في وقت مبكر لتجنب الازدحام.

زائران برای جلوگیری از ازدحام جمعیت، زودتر به عرفات رسیدند.

💡 استقبلَ أهلُ المدينةِ الحجاج بالترحاب، ووفّروا لهم الماءَ والطعامَ والمساعدةَ اللازمة.

مردم شهر به گرمی از زائران استقبال کردند و آب، غذا و کمک‌های لازم را در اختیارشان قرار دادند.

💡 وصلَ الحجاج إلى مكةَ في وقتٍ مبكر، وكانت وجوههم تحملُ التعبَ والفرحَ معًا.

زائران زود به مکه رسیدند و چهره‌هایشان هم خستگی و هم شادی را نمایان می‌کرد.

💡 وقف الحجاج على عرفات يدعون الله بخشوعٍ وطمأنينة.

زائران در عرفات ایستادند و با خضوع و آرامش به درگاه خدا دعا کردند.

کلمات مرتبط