الجراح

🌐 جراح

به معنی «جراح» یا «زخم‌زننده» است؛ در کاربرد رایج بیشتر به پزشکِ متخصصِ جراحی گفته می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جراح

📌 زخم‌ها

📌 زخم

📌 جراحات

📌 جای زخم‌ها

📌 الجراح

جمله سازی با الجراح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الجراحة، يجب على الجراح خياطة الأنسجة لتعزيز الشفاء.

در جراحی، جراح باید بافت‌ها را بخیه بزند تا بهبودی تسریع شود.

💡 تعلمت الأسرة أن بعض الجراح تلتئم بالزمن والصبر والدعم المتبادل.

خانواده فهمیدند که برخی از زخم‌ها با گذشت زمان، صبر و حمایت متقابل التیام می‌یابند.

💡 تطهر الجراح من الشكوك بعد ظهور الأدلة الجديدة.

پس از ظهور شواهد جدید، تردیدها در مورد این زخم‌ها برطرف شد.

💡 ‬ال وهللا ما إستسلمت‬ ‫أمسح الدموع وأنهض أضمد الجراح وأمضي ال وهللا ما هُزم‬ ‫إصراري أجبر كسوري وأركض قاصدة ً المحطة وبدون أجنحة‬ ‫حلقت في األعالي‪.

نه، به خدا، تسلیم نشدم. اشک‌هایم را پاک کردم و بلند شدم، زخم‌ها را بستم و ادامه دادم. نه، به خدا، عزمم شکست نخورد. شکستگی‌هایم را ترمیم کردم و به سمت ایستگاه دویدم و بدون بال، اوج گرفتم.

💡 يعمل الجراح ساعات طويلة لإنقاذ المرضى في الحالات الحرجة.

جراح ساعت‌های طولانی کار می‌کند تا بیماران در شرایط بحرانی را نجات دهد.

💡 نجح الجراح في إجراء العملية المعقدة دون أي مضاعفات خطيرة.

جراح با موفقیت این عمل پیچیده را بدون هیچ گونه عارضه جدی انجام داد.