الجراج
🌐 گاراژ
دیکشنری عربی به فارسی
📌 گاراژ
📌 پارکینگ
جمله سازی با الجراج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابتعد عم مصطفى عن باب الجراج حتى وصل إلى الناصية ثم استدار وأصبح في مواجهة محمود وقال: خرج محمود خلفه
عمو مصطفی از در گاراژ دور شد تا به گوشه خیابان رسید، سپس برگشت و رو به محمود کرد و گفت: محمود پشت سرش بیرون آمد.
💡 ابتعد عم مصطفى عن باب الجراج حتى وصل إلى الناصية ثم استدار وأصبح في مواجهة محمود وقال: ـ َ تعال يا محمود نخرج للشارع
عمو مصطفی از در گاراژ فاصله گرفت تا به گوشه خیابان رسید، سپس برگشت و رو به محمود کرد و گفت: «بیا محمود، بیا بریم بیرون تو خیابون.»
💡 امتلأ الجراج بالمركبات بعد هطول المطر الشديد في المساء.
بعد از باران شدید عصر، گاراژ پر از ماشین بود.
💡 يعمل العامل في الجراج منذ الصباح لإصلاح السيارات بسرعة.
کارگر گاراژ از صبح مشغول تعمیر سریع ماشینها بوده است.
💡 أوقف الرجل سيارته في الجراج الخاص بالبناية قبل الصعود إلى شقته.
مرد قبل از رفتن به آپارتمانش، ماشینش را در گاراژ خصوصی ساختمان پارک کرد.
💡 قام ببناء صالة رياضية صغيرة في الجراج ليمارس الرياضة دون مغادرة المنزل.
او یک باشگاه ورزشی کوچک در گاراژ ساخت تا بتواند بدون ترک خانه ورزش کند.