التوزيع
🌐 توزیع
دیکشنری عربی به فارسی
📌 توزیع
📌 تخصیص
📌 توزیع کردن
📌 توزیعی
📌 خرابی
📌 گردش خون
جمله سازی با التوزيع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يعتمد نجاح المتجر على التوزيع الجيد للمنتجات في الأقسام المختلفة.
موفقیت فروشگاه به توزیع خوب محصولات در بخشهای مختلف بستگی دارد.
💡 وقف الجميع وال حول الطاولة يناقشون خطة التوزيع قبل بدء التنفيذ.
قبل از شروع اجرا، همه دور میز ایستاده بودند و در مورد طرح توزیع بحث میکردند.
💡 العدالة في التوزيع كانت مطلب ًا شعبيًا عبر عنه المتظاهرون في الساحة الكبرى.
عدالت در توزیع، خواستهی عمومی تظاهرکنندگان در میدان اصلی بود.
💡 هذا التوزيع عشوایي تمامًا ولا يعتمد على أي معيار واضح.
این توزیع کاملاً تصادفی است و به هیچ استاندارد مشخصی وابسته نیست.
💡 وصل الإصدار إلى المكتبات قصص دار بواسطة شبكة التوزيع المعتادة.
این نسخه از طریق شبکه توزیع معمول به کتابفروشیها رسید.
💡 خُزّنت البضائع في المستودع بشكل منظم لتسهيل عملية التوزيع لاحقًا.
کالاها به صورت سازمان یافته در انبار نگهداری میشدند تا فرآیند توزیع بعدی تسهیل شود.
💡 يشرح المدرس في الرياضيات فكرة التوزيع باستخدام أمثلة بسيطة وواضحة.
معلم ریاضی مفهوم توزیع را با استفاده از مثالهای ساده و واضح توضیح میدهد.
💡 ساعد التوزيع العادل للمهام على إنجاز العمل بسرعة وكفاءة أكبر.
توزیع عادلانه وظایف به تکمیل سریعتر و کارآمدتر کار کمک کرد.