التنفس

🌐 تنفس

یعنی نفس‌کشیدن یا عمل دم و بازدم. در زیست‌شناسی، تنفس فرایندی حیاتی است که در آن موجود زنده اکسیژن می‌گیرد و دی‌اکسید کربن را خارج می‌کند؛ این واژه همچنین برای آرام‌کردن و استراحت دادن به خود هم به‌طور استعاری به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نفس کشیدن

📌 نفس

📌 تنفس

📌 تنفسی

📌 تهویه

📌 خس خس سینه

جمله سازی با التنفس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعرتُ بـ ضيق شديد في التنفس عندما ازدحم المكان بالناس.

وقتی آنجا پر از جمعیت شد، به شدت احساس تنگی نفس کردم.

💡 يحتاج الإنسان إلى الأوكسجين ليستمر في التنفس بشكل طبيعي داخل الجسم.

انسان‌ها برای ادامه تنفس طبیعی در بدن به اکسیژن نیاز دارند.

💡 نطقَ الرجل هاخ وهو يحاول تقليد صوت التنفس المتقطع.

مرد در حالی که سعی می‌کرد صدای نفس‌های منقطع را تقلید کند، «هاچ» را بر زبان آورد.

💡 تحدث الطبيب عن مخاطر سجایر كثيرة تُستهلك يوميًا وتؤثر على التنفس والدورة الدموية.

پزشک درباره خطرات سیگارهای زیادی که روزانه مصرف می‌شوند و بر تنفس و گردش خون تأثیر می‌گذارند، صحبت کرد.

💡 يساعد التنفس العميق على تهدئة الأعصاب وتقليل التوتر في المواقف الصعبة.

تنفس عمیق به آرامش اعصاب و کاهش استرس در شرایط دشوار کمک می‌کند.

💡 قال الطبيب إن سهف التنفس سببه الإرهاق الشديد.

دکتر گفت تنگی نفس ناشی از خستگی مفرط است.

💡 قال الطبيب إن المريض ظنّ لحظة أنه واميت ثم عاد إليه التنفس طبيعيًا.

پزشک گفت بیمار لحظه‌ای فکر کرد که مرده است، سپس تنفسش به حالت عادی بازگشت.

کلمات مرتبط