التابعة
🌐 وابسته
دیکشنری عربی به فارسی
📌 وابسته
📌 شرکت تابعه
📌 تحت
📌 تعلق داشتن
📌 مربوطه
جمله سازی با التابعة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أُقيم المعرض في القاعة الحديثة التابعة للمركز الثقافي.
این نمایشگاه در سالن مدرن فرهنگسرا برگزار شد.
💡 تعمل التابعة للشركة على تنظيم الملفات وإرسال التقارير اليومية.
شرکت تابعه این شرکت در زمینه سازماندهی پرونده ها و ارسال گزارش های روزانه فعالیت می کند.
💡 حضرت التابعة للمركز الاجتماعي الاجتماع السنوي مع بقية الأعضاء.
وابسته به مرکز اجتماعی به همراه بقیه اعضا در جلسه سالانه شرکت کرد.
💡 من على أكتاف العمالقة سكنتُ في الداخلية التابعة للمدرسة
من در خوابگاه مدرسه، روی شانههای غولها، مستقر شدم.
💡 نُظم المؤتمر في القاعة الكبرى التابعة للجامعة بحضور متخصصين من عدة دول.
این کنفرانس در سالن اصلی دانشگاه برگزار شد و متخصصانی از چندین کشور در آن حضور داشتند.
💡 زارت التابعة للجامعة المختبر الجديد لمتابعة نتائج البحث العلمي.
نماینده دانشگاه برای پیگیری نتایج تحقیقات علمی از آزمایشگاه جدید بازدید کرد.
💡 نزل الوفد الرسمي في دار الضيافة التابعة للجامعة.
هیئت رسمی در مهمانسرای دانشگاه اقامت داشت.