البطلة

🌐 قهرمان زن

مؤنثِ «البطل» و به معنی «قهرمان زن» است. این واژه برای زنی به کار می‌رود که در شجاعت، نقش‌آفرینی مهم یا موفقیت برجسته باشد و همچنین به شخصیت اصلی زن در داستان‌ها و آثار هنری اطلاق می‌شود.

اسم (noun)

📌 قهرمان

📌 شخصیت اصلی داستان

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قهرمان

جمله سازی با البطلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت البطلة في الرواية ترى سريرها في شهرزاد رمزًا للراحة بعد يوم طويل من التعب.

قهرمان زن رمان، تخت خود در شهرزاد را نمادی از استراحت پس از یک روز طولانی خستگی می‌دانست.

💡 في القصة الجديدة، اسميتها البطلة اسمًا يليق بشجاعتها وإنجازها.

در داستان جدید، به قهرمان داستان اسمی دادم که شایسته‌ی شجاعت و دستاوردهایش باشد.

💡 كرّمت المدرسة البطلة بعد فوزها في المسابقة العلمية الوطنية.

مدرسه پس از پیروزی این قهرمان در مسابقات علمی کشوری، از او تجلیل کرد.

💡 ‬وال بد أن يكون صاحب البيت الذي تسكنه البطلة ؛ ليطالبها باإلجيار‬ ‫املتأخر‪

باید صاحبخانه‌ی خانه‌ای که قهرمان داستان در آن زندگی می‌کند، اجاره‌ی معوقه را از او مطالبه کند.

💡 تحدثت الصحف عن البطلة التي حققت إنجازًا لافتًا في الرياضة.

روزنامه‌ها درباره قهرمانی صحبت می‌کردند که به موفقیت چشمگیری در ورزش دست یافته بود.

💡 صعدت البطلة إلى المنصة وسط تصفيق حار من الحاضرين.

قهرمان در میان تشویق پرشور تماشاگران به بالای سکو رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران