البراري
🌐 بیابان
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دشت
📌 بیابان
📌 وحشی
📌 سرزمین وحشی
📌 جای دورافتاده
جمله سازی با البراري
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساعدها التخييم في البراري على الانفصال عن حياة المدينة المزدحمة.
اردو زدن در طبیعت به او کمک کرد تا از زندگی شلوغ شهری فاصله بگیرد.
💡 يقوم المزارعون أحيانًا بزراعة توت البراري لجذب الملقحات إلى محاصيلهم.
کشاورزان گاهی اوقات برای جذب گرده افشان ها به محصولات خود، توت های دشتی می کارند.
💡 توجيه الحيوانات في البراري يمكن أن يؤثر على معدلات بقائهم.
هدایت حیوانات در طبیعت میتواند بر میزان بقای آنها تأثیر بگذارد.
💡 تعيشُ بعضُ الحيواناتِ في البراري حيثُ تجدُ الغذاءَ والماءَ والفضاءَ الواسع.
بعضی از حیوانات در طبیعت وحشی زندگی میکنند، جایی که غذا، آب و فضای باز وسیعی پیدا میکنند.
💡 أحبَّ الأطفالُ مشاهدةَ الغروبِ فوق البراري لأن المنظرَ كان جميلًا ومفتوحًا للغاية.
بچهها عاشق تماشای غروب خورشید بر فراز چمنزارها بودند، چون منظره بسیار زیبا و دلانگیز بود.
💡 خرجَ الرحّالةُ إلى البراري في الصباح، باحثًا عن الهدوءِ بعيدًا عن ضجيج المدينة.
مسافر صبح به بیابان رفت و به دنبال آرامش و سکوتی دور از سر و صدای شهر بود.