الاضطراب

🌐 اختلال

«الاضطراب» یعنی آشفتگی، بی‌قراری، ناآرامی و به‌هم‌ریختگی. این واژه هم در معنای روانی برای حالت نگرانی و تشویش به‌کار می‌رود و هم در معنای عمومی برای هر نوع بی‌نظمی یا ناپایداری در وضع، فکر، صدا یا حرکت.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تلاطم

📌 اختلال

📌 ناآرامی

📌 آشوب

📌 بی‌ثباتی

📌 دردسر

جمله سازی با الاضطراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حدث ماذا في نهاية الدرس؟ سأل الطالبُ المعلمَ بعد أن لاحظ الاضطراب في الفصل.

آخر درس چه اتفاقی افتاد؟ دانش آموز پس از اینکه متوجه همهمه و شلوغی کلاس شد از معلم پرسید.

💡 شعرَ المسافرُ بـ و الاضطراب عندما تأخر القطارُ أكثر من ساعتين.

مسافر وقتی قطار بیش از دو ساعت تأخیر داشت، احساس اضطراب و آشفتگی کرد.

💡 لم أفهم من ده سبب هذا الاضطراب في السوق صباح اليوم.

من نمی‌فهمم چه کسی این آشفتگی بازار را امروز صبح ایجاد کرده است.

💡 حاولَتِ الإدارةُ تقليلَ الاضطراب داخلَ القاعةِ، حتى يستمرَّ الاجتماعُ بشكلٍ منظمٍ وهادئٍ.

مدیریت سعی کرد آشفتگی داخل سالن را کاهش دهد تا جلسه بتواند به شکلی منظم و آرام ادامه یابد.

💡 يؤدي و الاضطراب النفسي أحيانًا إلى صعوبة النوم وضعف التركيز في العمل.

پریشانی روانی گاهی اوقات منجر به مشکل در خواب و تمرکز ضعیف در محل کار می‌شود.

💡 حاول الكاتب أن يجعل ذاط في النص علامةً على الاضطراب اللغوي.

نویسنده سعی کرده این را در متن نشانه‌ای از اختلال زبانی جلوه دهد.

💡 إذا كان المقصود معنى الاضطراب أو الاهتزاز، فيمكن صياغته بعبارة أوضح.

اگر معنای مورد نظر اختلال یا لرزش باشد، می‌توان آن را واضح‌تر بیان کرد.

💡 أدى انقطاعُ الكهرباءِ إلى الاضطراب في حركةِ المتجرِ، وتأخرَ العملاءُ عن إتمامِ مشترياتِهم.

قطعی برق باعث اختلال در فعالیت فروشگاه شد و مشتریان در تکمیل خریدهای خود با تأخیر مواجه شدند.

💡 يعاني بعضُ الطلابِ من الاضطراب قبلَ الامتحانِ، فيفقدونَ التركيزَ ويشعرونَ بالتوترِ الشديدِ.

برخی از دانش‌آموزان قبل از امتحان دچار اضطراب می‌شوند، تمرکز خود را از دست می‌دهند و احساس استرس شدیدی می‌کنند.

کلمات مرتبط