الاخر

🌐 دیگری

«الآخر» به معنی دیگر، دوم، یا طرف مقابل است. این واژه برای اشاره به چیزی غیر از مورد نخست به‌کار می‌رود، مثل «الطرف الآخر» یعنی طرف دیگر. همچنین در برخی کاربردها می‌تواند معنای «نهایی» یا «آخرین» هم داشته باشد، هرچند بیشتر معنی «دیگر» و «متقابل» از آن فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دیگر

📌 دیگری

📌 دومی

📌 مخالف

📌 مقابل

جمله سازی با الاخر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من المهم أن نكمل العمل حتى الآخر دون تسرع.

مهم است که کار را تا انتها و بدون عجله انجام دهید.

💡 اختار الاخر طريقًا مختلفًا للوصول إلى السوق بسرعة أكبر.

دیگری مسیر متفاوتی را انتخاب کرد تا سریع‌تر به بازار برسد.

💡 حضرت اللجنة الاخر واليوم لمتابعة سير المشروع في موعده المحدد.

این کمیته امروز در جلسه دیگری شرکت کرد تا پیشرفت پروژه را طبق برنامه پیگیری کند.

💡 أرسل المدير كُنْدَا إلى القسم الآخر لتسليم الملف العاجل.

مدیر، کاندا را به بخش دیگر فرستاد تا پرونده فوری را تحویل دهد.

💡 جلس أحدهما على الطاولة، بينما بقي الاخر واقفًا قرب الباب.

یکی از آنها پشت میز نشست، در حالی که دیگری نزدیک در ایستاده بود.

💡 بعد انتهاء الحديث، شكر أحدهما الاخر على حسن الاستماع.

پس از پایان مکالمه، آنها از یکدیگر به خاطر گوش دادن دقیق تشکر کردند.

💡 يراجع الموظف تقاريره الاخر واليوم قبل إرسالها إلى الإدارة.

کارمند، گزارش‌هایش را روز قبل از ارسال به مدیریت، بررسی می‌کند.

💡 وصلنا إلى الآخر بعد رحلةٍ طويلة عبر الطريق الصحراوي.

پس از طی مسافتی طولانی در جاده‌ی کویری به انتهای دیگر رسیدیم.

💡 استمع إلى القصة حتى الآخر قبل أن تعطي حكمك النهائي.

قبل از اینکه حکم نهایی خود را صادر کنید، داستان را تا انتها گوش دهید.

💡 عندما وترکتم المشروع في منتصفه، اضطر الفريق الآخر لإكماله بسرعة.

وقتی پروژه را در میانه راه رها می‌کردید، تیم دیگر مجبور می‌شد آن را سریعاً تکمیل کند.

💡 في النقاش، تقنع حجتك الواضحةُ الطرفَ الآخر بسهولة.

در یک مناظره، استدلال روشن شما به راحتی طرف مقابل را متقاعد می‌کند.

💡 تواصل المتطوعون الاخر واليوم لتوزيع المساعدات على العائلات المحتاجة.

دیگر داوطلبان امروز نیز به توزیع کمک‌ها بین خانواده‌های نیازمند ادامه دادند.

💡 تقبلا الرأي الآخر برحابة صدر، ثم واصلا النقاش بطريقة هادئة ومحترمة.

آنها نظر طرف مقابل را با ذهنی باز پذیرفتند، سپس بحث را با آرامش و احترام ادامه دادند.

💡 ياتينکم العاملات من القسم الآخر لتسليم التقارير المطلوبة اليوم.

کارمندان زن از بخش دیگر امروز برای ارائه گزارش‌های مورد نیاز خواهند آمد.

💡 وهذا الطريق أقصرُ من الطريق الآخر المؤدي إلى السوق.

این مسیر کوتاه‌تر از مسیر دیگری است که به بازار منتهی می‌شود.

💡 تم الاتفاق على إرسال التقرير الاخر علی ما طُلب في الرسالة الرسمية.

توافق شد که گزارش دیگر طبق درخواست نامه رسمی ارسال شود.

💡 شعر الفريق بالارتياح بعد بناء القرار الاخر علی ملاحظات الخبراء.

تیم پس از اینکه تصمیم دیگر را بر اساس مشاهدات کارشناسی گرفت، احساس آسودگی کرد.

کلمات مرتبط