الاخ

🌐 برادر

«الأخ» در عربی به معنی «برادر» است. این واژه یکی از بنیادی‌ترین واژه‌های خویشاوندی در عربی است و هم برای برادر نسبی و هم در برخی کاربردهای مجازی برای «رفیق، هم‌کیش، هم‌نوع» به‌کار می‌رود. در فارسی معادل اصلی آن «برادر» است.

اسم (noun)

📌 برادر

جمله سازی با الاخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يزور الاخ الكبير أسرته كل أسبوع ليطمئن عليهم.

برادر بزرگتر هر هفته به خانواده‌اش سر می‌زند تا از حال آنها باخبر شود.

💡 بنت الاخ زارتنا أمس وكانت تحمل هدية جميلة.

دیروز خواهرزاده‌ام به خانه‌مان آمد و هدیه‌ای زیبا آورد.

💡 ساعد الاخ أخاه الصغير في حل الواجب قبل موعد المدرسة.

برادر قبل از مدرسه به برادر کوچکترش در انجام تکالیفش کمک می‌کرد.

💡 حضر ابن الاخ إلى المجلس ليهنئ عمَّه بالنجاح في العمل.

برادرزاده به شورا آمد تا به عمویش به خاطر موفقیتش در کارش تبریک بگوید.

💡 طلبت المعلمة من الطالب شرح معنى ری الاخ قبل اعتماد الإجابة.

استاد پیش از تأیید پاسخ، از دانشجو خواست تا معنای «ری الاخ» را توضیح دهد.

💡 طلبت الجدة من ابن الاخ أن يزورهم كل أسبوع ويسأل عن صحة الأسرة.

مادربزرگ از برادرزاده‌اش خواست که هر هفته به آنها سر بزند و جویای حال خانواده شود.

💡 ظهرت ری الاخ في المستند كأنها اسم أو اختصار غير مكتمل.

نام «ری الاخ» در سند طوری آمده بود که انگار یک نام ناقص یا مخفف است.

💡 كتب الموظف ری الاخ في الملاحظات، لكن العبارة احتاجت إلى توضيح إضافي.

کارمند در یادداشت‌ها نوشت «ری الاخ»، اما این عبارت نیاز به توضیح بیشتر داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران