الاتباع

🌐 دنبال کننده

«الاتباع» به معنی «پیروی کردن، دنباله‌روی، تبعیت» است. این واژه از ریشه «تبع» می‌آید و در معنای عمل‌کردن بر اساس گفته، دستور یا راهِ دیگری به کار می‌رود. در متون دینی، ادبی و سیاسی زیاد دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیروان

📌 دنبال کردن

📌 شاگردان

📌 پیرو

📌 نوچه‌ها

جمله سازی با الاتباع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يكونُ الاتباع أفضلَ عندما يصاحبه وعيٌ بالهدف ومعرفةٌ بالنتيجة.

پیروی زمانی بهترین نتیجه را می‌دهد که با آگاهی از هدف و آگاهی از نتیجه همراه باشد.

💡 لقد كان رجلا غير عادي واستثنائي اللطف والحكمة، الذي حصل له العديد من الاتباع والاصدقاء.

او مردی فوق‌العاده مهربان و خردمند بود که پیروان و دوستان زیادی پیدا کرد.

💡 يعتمدُ نجاحُ الخطةِ على الاتباع الدقيق للتعليمات المكتوبة.

موفقیت طرح به رعایت دقیق دستورالعمل‌های کتبی بستگی دارد.

💡 حذّرَ المدرّبُ اللاعبينَ من الاتباع الأعمى دون فهمٍ أو تفكير.

مربی به بازیکنان هشدار داد که کورکورانه و بدون درک یا تفکر، از دیگران پیروی نکنند.

کلمات مرتبط