الإعلانات
🌐 تبلیغات
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تبلیغات
📌 اعلامیهها
📌 آگهی
📌 اطلاعیهها
جمله سازی با الإعلانات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قد تغرنکم الإعلانات المبهرة، لكن التجربة هي الحكم الحقيقي.
ممکن است فریب تبلیغات خیرهکننده را بخورید، اما تجربه قاضی واقعی است.
💡 ظهرت نَتِيجَة المسابقة في لوحة الإعلانات أمام القاعة الرئيسية.
نتایج مسابقه روی تابلوی اعلانات جلوی سالن اصلی نمایش داده شد.
💡 في بعض الإعلانات، عربن المصممون الكلمات الأجنبية بطريقة بسيطة.
در برخی از تبلیغات، طراحان کلمات خارجی را به صورت ساده اعراب گذاری کردند.
💡 قرأ الموظف تبليغ المدرسة بعناية ثم علّقه على لوحة الإعلانات العامة.
کارمند با دقت اطلاعیه مدرسه را خواند و سپس آن را در تابلوی اعلانات عمومی نصب کرد.
💡 ظهرت الإعلانات المهمة في صفحة رييسية بعد تحديث الموقع الأخير.
پس از آخرین بهروزرسانی سایت، اطلاعیههای مهم در صفحه اصلی ظاهر شدند.
💡 حين قلّت الإعلانات، كسدت الخدمة الجديدة رغم جودتها.
وقتی تبلیغات کاهش یافت، سرویس جدید، علیرغم کیفیتش، سودآور نشد.
💡 قال الأستاذ للطالب: لا تدع الإعلانات ليفتنونک عن هدفك الدراسي.
استاد به دانشجو گفت: نگذار تبلیغات تو را از هدف تحصیلیات منحرف کند.
💡 بدت بعض الإعلانات وكأنها صُممت لِلغواية المستهلكين لا لإفادتهم.
به نظر میرسید برخی از تبلیغات به جای اطلاعرسانی، برای جلب توجه مصرفکنندگان طراحی شدهاند.
💡 علّقت الإدارة الإعلانات على الجدران في الممر الرئيسي.
اداره تبلیغات را روی دیوارهای راهروی اصلی نصب کرده بود.
💡 أصبحت الإعلانات الرقمية أكثر انتشارًا من الوسائل التقليدية في السنوات الأخيرة.
تبلیغات دیجیتال در سالهای اخیر نسبت به رسانههای سنتی گسترش بیشتری یافته است.
💡 بعض الإعلانات تحاول أن تملي علی المستهلك ما يشتريه كل يوم.
برخی از تبلیغات سعی میکنند به مصرفکننده دیکته کنند که هر روز چه چیزی بخرد.
💡 يعلق المدرس لوحة الإعلانات في الممر كل صباح قبل وصول الطلاب.
معلم هر روز صبح قبل از رسیدن دانشآموزان، تابلوی اعلانات را در راهرو نصب میکند.