اقصاها

🌐 دورترین نقطه اش

یعنی «او را دور کرد» یا «آن را به دورترین حد رساند»؛ ضمیر ها به «او / آن را» برمی‌گردد و کلّ ترکیب نشان‌دهندۀ دور کردن چیزی یا کسی است.

قید (adverb)

📌 حداکثر

حرف اضافه (preposition)

📌 تا

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 بزرگترین

صفت / قید (adjective / adverb)

📌 بالاترین

جمله سازی با اقصاها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وصلت السيارة إلى اقصاها الطريق ثم توقفت عند البوابة.

ماشین به دورترین نقطه جاده رسید و سپس کنار دروازه ایستاد.

💡 وتقدم الموافقة عادة لمدة اقصاها ٣ سنوات في كل مرة.

معمولاً مجوز حداکثر برای ۳ سال در یک زمان اعطا می‌شود.

💡 جلست العائلة في اقصاها الحديقة قرب النافورة الكبيرة.

خانواده در انتهای باغ، نزدیک فواره بزرگ نشسته بودند.

💡 بنى العمال المدرسة في اقصاها الحي لتكون قريبة من الأطفال.

کارگران مدرسه را در انتهای محله ساختند تا به بچه‌ها نزدیک باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران