اقبض
🌐 توقیف کردن
این واژه از ریشه «قبض» است و به معنای «بگیر، جمع کن، در مشت بگیر، منقبض شو» میآید. بسته به جمله، میتواند فرمانِ «بگیر» یا «قبض کن» باشد و در برخی موارد به معنی «تنگ شدن، منقبض شدن» هم فهمیده میشود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دستگیری
📌 گرفتن
📌 سینه
📌 ناب
جمله سازی با اقبض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حاول أن اقبض عليه منذ شهور ولكنني لم أتمكن أبدا من توجيه الاتهام له
ماههاست که سعی میکنم او را دستگیر کنم، اما هرگز نتوانستهام علیه او اتهامی مطرح کنم.
💡 ، لا تكُن مجنونًا اقبض عليهم فحسب.
دیوونه نشو، فقط دستگیرشون کن.
💡 إذا اخترقتي الشبكة العمومية مرة أخرى، أنا سوف اقبض عليك.
اگر دوباره به شبکه عمومی نفوذ کنی، دستگیرت میکنم.