اقارب

🌐 اقوام

«أقارب» جمعِ «قريب» یا «قريب» به معنای «خویشاوندان، بستگان، نزدیکان» است. این واژه برای اشاره به اعضای خانوادهٔ گسترده و کسانی که از نظر نسب یا پیوند خانوادگی نزدیک‌اند به کار می‌رود، مانند عمو، عمه، دایی، خاله و دیگر وابستگان.

اسم (noun)

📌 خانواده

📌 خویشاوند

📌 روابط

📌 خویشاوندان

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بستگان

جمله سازی با اقارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أود الحصول على موافقتك لعرض نفسك على النحو التالي من اقارب المتوفي.

می‌خواهم رضایت شما را برای معرفی خودتان به عنوان یکی از بستگان متوفی جلب کنم.

💡 في الأعياد، يجتمع أقارب العائلة على مائدة واحدة بروحٍ جميلة.

در ایام تعطیلات، اعضای خانواده با روحیه‌ای زیبا دور یک میز جمع می‌شوند.

💡 حضر أقارب العريس من مدنٍ مختلفة للمشاركة في الزفاف.

اقوام داماد از شهرهای مختلف برای شرکت در عروسی آمده بودند.

💡 بما انى ليس لي والدين أو اقارب من اى نوع حيث يمكنهم ان يسدوا الىً النصيحة,

از آنجایی که من هیچ پدر و مادر یا خویشاوندی ندارم که بتوانند به من توصیه‌ای بدهند،

💡 يتواصل أقارب المريض مع المستشفى لمعرفة حالته أولًا بأول.

بستگان بیمار برای اطلاع از وضعیت او مرتباً با بیمارستان در تماس هستند.

کلمات مرتبط