اقاربي

🌐 اقوام من

«أقاربي» یعنی «خویشاوندان من» یا «بستگانم». این واژه از «أقارب» به‌علاوهٔ «ی» متکلم ساخته شده و برای اشاره به فامیل و نزدیکانِ خودِ گوینده استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خویشاوندان من

📌 نزدیکترین من

📌 اقوام من

📌 پدر و مادرم

📌 خانواده همسرم

جمله سازی با اقاربي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زرتُ أقاربي في إنزكان وقضيتُ معهم يوماً ممتعاً بين الأسواق والمقاهي.

من به دیدار اقوامم در اینزگان رفتم و روز دلپذیری را با آنها در بازارها و کافه‌ها گذراندم.

💡 جاءتني زيارةٌ غيرُ متوقعةٍ من أحدِ أقاربي بعدَ الظهرِ.

بعدازظهر یکی از اقوامم به طور غیرمنتظره به دیدنم آمد.

💡 حضر أقاربي من أماكن بعيدة للمشاركة في العرس.

اقوام من از راه دور برای شرکت در عروسی آمده بودند.

کلمات مرتبط