نیکو چهر

لغت نامه دهخدا

نیکوچهر. [ چ ِ ] ( ص مرکب ) نیکوروی. نیک روی. نکودیدار. زیباروی. زیبارخ.

فرهنگ فارسی

نیکو روی . نیکروی . نکو دیدار . زیبا روی . زیبا رخ .

فرهنگ اسم ها

اسم: نیکو چهر (دختر) (فارسی) (تلفظ: n.-čehr) (فارسی: نيکوچهر) (انگلیسی: niku-chehr)
معنی: زیباروی، زیبارخ، ( = نیک چهر )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم