لغت نامه دهخدا
تعنیس. [ ت َ ] ( ع مص ) دیر ماندن دختر در خانه بی شوی. یقال : عنست الجاریة و کذا عنست ( مجهولاً )؛ ای طال مکثها فی اهلها بعد ادراکها حتی خرجت من عداد الابکار و لم تتزوج بعد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نادادن نکاح دختر را و دیر داشتن در خانه بعد رسیدگی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).