چلبله. [ چ ُ ب ُ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) شتاب و اضطراب. ( برهان ). اضطراب و شتاب و بیقراری. ( ناظم الاطباء ). شتاب و اضطراب. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). || چیزی را گفته اند که بطریق انعام یا صله شعر و جادو به کسی دهند. ( برهان ) ( از رشیدی ). به معنی چیزی که به طریق انعام و صله به کسی دهند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). صله و انعام شعر و جز آن. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) با شتاب و مضطرب را گویند. ( جهانگیری ). شتابکار و مضطرب. ( رشیدی ). شتابزده و مضطرب. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). مضطرب. ( ناظم الاطباء ) : ای ز نور رای تو خورشید رخشان در حجاب وی ز جود دست تو ابر بهاری چلبله.ظهیر فاریابی ( از جهانگیری ).
فرهنگ معین
(چُ بُ لَ یا لِ ) ۱ - (اِ. ) شتاب ، اضطراب . ۲ - (ص . ) باشتاب ، مضطرب . ۳ - انعام شاعر.
فرهنگ عمید
۱. شتاب، اضطراب، بی قراری. ۲. (صفت ) شتاب زده و مضطرب: ای ز نور رای تو خورشید رخشان در حجاب / وای ز جود دست تو ابر بهاری چلبله (ظهیرالدین فاریابی: رشیدی: چلبه ).