وهمنش. [ وَ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) به لغت زند و پازند کسی را گویند که گفتار و کردار و زبان و دل او با حق تعالی راست و درست باشد. ( انجمن آرا ) ( برهان ) ( آنندراج ). وهمنش. [ وِ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) بهمنش. با منش نیکو. خوشخوی و خوب طبیعت ، چه واو وباء در پارسی تبدیل یابند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
به منش، نیک نهاد، نیکوسرشت، نیک اندیش.
فرهنگ فارسی
به منش، نیک نهاد، نیکوسرشت، نیک اندیش بهمنش با منش نیکو .
فرهنگ اسم ها
اسم: وهمنش (پسر) (فارسی) معنی: بهمنش، کسی که دارای راه و روش نیکویی است