فرهنگ معین
( ~. ) (ص نسب . ) (عا. ) دست - فروش ، کسی که اجناس کم بهاء می فروشد.
( ~. ) (ص نسب . ) (عا. ) دست - فروش ، کسی که اجناس کم بهاء می فروشد.
خِنزِرپِنزِری
مرد یا زنی، معمولاً سالخورده، که اشیا و اجناس کهنه و بی ارزش و دورانداختنی را به بهایی نازل از کهنه خرهای دوره گرد می خرد و پس از جلا دادن، به بهایی بیشتر می فروشد. خنزرپنزری ها، به خلافِ دوره گردها، در مکانی مشخص بساط خود را پهن می کنند. خنزرپنزری های تهران، که در میدان سیداسماعیل گرد می آمدند، لوترۀ خاص خود را ابداع کرده بودند و همبستگی صنفی داشتند. شخصیت داستانیِ «پیرمردِ خنزرپنزری» در بوف کور صادق هدایت، نقش محوری و کلیدی دارد.